اجاره آپارتمان مبله درتهران

با سلام. در نوشته ی گذشته در خصوص دروازه های تهران و دروازه بانان این دروازه ها و همچنین تاثبر آنها بر امنیت تهران و در نهایت اجاره آپارتمان مبله در تهران، مطالبی گفته شد. حال در ادامه ی مطالب گذشته قصد داریم در خصوص خندق هایی که در اطراف تهران جهت تامین امنیت هر چه بیشتر پایتخت حفر شد مطالبی بیان نماییم. لطفا باما همراه باشید.

خندقهایی که از آنها بحث می شود مربوط به دوران ناصرالدین شاه است و خندقهایی که پیش از آن در عهد صفویه کنده شده بود. در آن دوران از این خندق ها جهت تامین امنیت آپارتمان مبله های تهران استفاده میشده است و مساحت بمراتب کمتری را در حصار خود داشته بود. و ممعمت شهر در داخل خندفهای گذشته در حدود هفت کیلومتر مربع بوده در حالیکه خندقهای ناصری بیش از بیست کیلومتر را در بر می گرفت و اگر در ابتدا با وضع بسامانی حفر شده از آنها مواظبت بعمل می آمد در این زمان از حالت اولیهٔ آن نشانه ای برجا نمانده، دیواره های آن دراثر برف و باران و سیلاب و خاك برداری و بازی اطفال از میان رفته، کف آن بالا آمده، شکافهایی که در آن پیدا شده معتبر عام گردیده بود و از همین معابر هم بود که شبها کاروانیان و چارپاداران و امثال آن جهت فرار از مزاحمت دروازه بانان و نواقلیان اموال و اثقال خویش عبور می دادند. مردمانی که در داخل شهر بصورت اجاره آپارتمان مبله سکونت داشتند نیز از همین راهها جهت عبور و مرور به داخل و خارج از شهر استفاده میکردند.

 

اجاره آپارتمان مبله در تهران

اجاره آپارتمان مبله در تهران

 

خندقها محل اجتماع و سکونت روز و شب الواط و اراذل و فقرا و غربا و کولی ها و شتر داران و دزدان و فواحش و دراویش و قلندران و امثال آن که بدون مزاحمت می توانستند در آن تردد و زندگی بکنند. تنها مزاحمت آنها برای آپارتمان مبله های اطراف این خندق ها بود که تهرانیها در آنها بصورت اجاره آپارتمان مبله در تهران سکونت داشتند. کولی ها و شتر دارانی که در آن سیاهچادرهای خود را افراشته و قاطرچیانی که آنرا مأمن و گوسفند دارانی که آنرا محل نگاهداری احشام ساخته و بی خانمانهایی که غار و دخمه هایی در آن بوجود آورده منزل می ساختند و فواحشی که این گونه دخمه ها را مأوای خویش کرده کارگزاری قاطرچیان و شتر داران می کردند. ایضاً هر قسمت آن طفیل دسته ای از لشوش و محل عرض وجود عده ای از اجامر و قمارباز و آدم لختکن و مزاحم و شریر که انرا محل درامد خویش می داشتند. از جمله دراویشی که خلوتهایی از آنرا جهت سکونت گزیده با چادر و حصیر و گونی و پارچه سر سایه ای برای خویش ساخته خانقاهی فراهم کرده با عدهای مرید به صرف چرس و بنگ و حشیش و مثل آن می پرداختند و مهمترین آنها خانقاه «درویش کوتوال» در حوالی خندق دروازه دولاب بود که قلیانهای حشیش و دوغهای وحدتش مشهور گردیده، خانقاهش خراباتی که سرسپردگان را روزها و هفته ها معتکف آستان می گردانید و هنوز هم «کوچهٔ خرابات» که نامش از آن خانقاه گرفته شده بود و قهوه خانه ای که بعد از او نزدیک خندق بوجود آمد و تا این اواخر مراجعان را با چپق های بنگ ۳۵ و دود و دم های مختلف به سیر آفاق و ملکوت میکشاند برقرار می باشد.

درویش ها

درویش ها در خندقهای نزدیادی دروازهها فرود می آمدند و هر دروازه هر چندگاه محل استقرار و خانقاه درویشی می شد و چون فسخ اقامت می کرد متعلق به درویش و قلندری دیگر می گردید، از جمله درویشان و قلندرانی با صفات و خصوصیات مختلف که بعضی فقط ساقی چرس و بنگ مریدان می شدند و بعضی از خاصانشان که کشف و کرامت یا ادعای آنها داشته، تارل دنیاهایی که از ایشان عجایب تعریف شده که وزارتها و امارتها می بخشیدند و بزرگان و صاحب نفسانی که گرهگشایی ها داشته، مسیحانفسی ها می کردند. بعدها برای بزرگان این درویشان محلی در همان نزدیکی اختصاص دادند و در آن محل آپارتمان مبله بنا کردند و پس از آن این آپارتمان ها بصورت اجاره آپارتمان مبله در تهران به این دراویش اختصاص یافت.

 

 

قنبر سیاه

از جمله غار بخوابهای این خندقها یکی هم مردی به نام قنبر سیاه بود که امرش از دزدی مصالح ساختمانی می گذشت، باینصورت که شبها با الاغ خود گچ و آهك و آجر و مثل آن از سر کوره ها دزدیده پشت دکاکین مصالح فروشهای دم دروازه ریخته صبح پولشان را دریافت مینمود که چون گفتنی ای؟! دارد ذکر میشود:

قنبر سیاه مردی بود زشت سیاه چرده با موهایی ژولیدهٔ درهم گوریده، مانند سیاههای آفریقایی با قدی متوسط که تابستانها مصالح دزدی و پاییز و زمستان از خرمنها و روستاهای اطراف گندم دزدی ور جودزدی مینمود.

در یکی شبهای پاییزی که در جاده تقیآباد ورامین جوال خود را لار کرده و بطرف شهر میآمده است در تاریکی بیابان صدای نالهٔ زنی بگوشش می رسم و چون به رد صدا میرود جوان رزنی را مینگرد که به روی زمین پیچ و تاب خورده خدا خدا می کند و چون کبریت کشیده به تفحص میپردازد معلوم میکند حاملهٔ پابماهی است که هنگام وضع حملش میباشد، با اوضاع و احوالی چنین که شوهرش در هفتهٔ پیش مرده، مادرشوهر وی را از خانه رانده بناچار روانه حضرت عبدالعظیم گردیده میان راه درد حمل امانش بریده در این نقطه از پا درش انداخته است.

چون داستان او را می شنود که جز مضطر بی پناهی نمیباشد و از عزیمت بسوی حضرت عبدالعظیم هم هدفی جز بی هدفی نداشته است، جوال گندم را از روی الاع برگردانده سوارشی کرده روانه می شود و در حضرت عبدالعظیم به عنوان خواهر به خانه ایشی سپرده وسایل زایمانش را فراهم میسازد و در اولین ساعت فردا هم الاغ خود را که تنها داراییش بوده فروخته برایش لوازم زندگی و مایحتاج فراهم مینماید و جهتش تا زنده است متعهد مخارج می شود. زن پعماری می آورد و قنبر هم به عهد خود در مخارجشان پایدار مانده سالها سپری می گردد تا اجلش فرا رسیده دار فانی وداع می کند، اما داستان بدینجا خاتمه نیافته منتهی به بعد مرگ او میشود.

 
 

آذر ۲, ۱۳۹۶
اجاره آپارتمان مبله در تهران

خندق های تهران و تاثیر آنها بر اجاره آپارتمان مبله

با سلام. در نوشته ی گذشته در خصوص دروازه های تهران و دروازه بانان این دروازه ها و همچنین تاثبر آنها بر امنیت تهران و در […]
آبان ۳۰, ۱۳۹۶
اجاره آپارتمان مبله در تهران

دروازه های تهران و تاثیرات آن بر اجاره آپارتمان مبله

با سلام. همانطور که در پست گذشته احتمالا مشاهده کردید بحث جدیدی پیرامون تاریخچه تهران را آغاز کردیم، وضعیت آپارتمان مبله و اجاره آپارتمان مبله را […]
آبان ۲۰, ۱۳۹۶
اجاره آپارتمان مبله در تهران

عمارت بهارستان و تاثیر آن بر اجاره آپارتمان مبله در تهران

با سلام خدمت شما دوستان عزیز بازدیدکننده ی وب سایت نظام مبله. پس از چندی با شماییم با یکی دیگر از مطالب پر طرفدار و پربازدید […]
آبان ۱۶, ۱۳۹۶
اجاره آپارتمان مبله در تهران

ساخت موزه و تاثیر آن بر اجاره آپارتمان مبله در تهران

با سلام خدمت شما دوستان عزیز. در خدمت شما هستیم با یکی دیگر از تاپیک های آموزشی و بلاگی. اینبار قصد داریم خانه و موزه مقدم […]